کلیپ طنز آمین های باباخنجر
در مراحل گازرساني :
رجوع اهالي به كبودراهنگ جهت خريد وسايل گازي يا سفارش به صادق راننده براي خريد بخاري و... از شهر!! تصور كنيد وسط ميني بوس پر از بخاري و اجاق گازو...
روزهاي اول :
زن پاشو اون لامپا و ساج (وسيله روشنايي و پخت نان) رو بيار ببرم شيرينعلي گازيش كنه!!! و شايد شغلي ديگر براي شيرينعلي و بچه هاش به عنوان لوله كش گاز و...
بعدازآمدن اولين قبض:
بعداز كلي دادو بيداد سر شركت گازو بابا فلان فلان شده ها گرون حساب كردن و... و بعد ندادن پول قبض ها و بعد دوباره استفاده از روشهاي سنتي ...
پاييزوزمستان:
هرروزاز بلندگوي مسجد : اهالي محترم باباخنجر توجه اليين!! گاز آشاقي محل (محله پايين) قطع شده .يوخاري محل(محله بالا) لطف كنند گازشان را كم كنند و...
وسالهاي بعد:
باآمدن هر ابر و سرمايي (به قول اهالي روستا: گووه بولوت گلنده!) گاز روستا قطع مي شود و روز از نو روزي از نو....
سر صبح باید زودتر از خواب بیدار شی تا هم بیدار میشی بوق تاکسی ها و مینی بوس ها از کوچه ها به گوش میرسه واسه همین می ترسی جا بمونی باید بی خیال صبحانه بشی همین که از در میای بیرون سر کوچه طبق معمول مینی بوس صادق وایساده سر کوچه تا می بینه که از سر کوچه مسافر میاد حتی یه متر هم جلو و عقب نمیره تا مسافرش سوار نکنه
یادش بخیر بچه ها واسه صادق جوک ساخته بودند که یه همین آقا صادق راننده ما سرویس معلمان روستابوده و اونارایه از ده میخواسته به جلسه که در آموزش و پرورش شهرستان برگزار میشده سر ساعت برسونه که دیر نشه
ولی همین آقا صادق قصه ما معلم ها را سوار می کنه یکی از معلمها که می بینه با این سرعت ماشین و تاخیر آقا صادق دیر به جلسه میرسن نمی تونه جلوی زبونشه نگه داره به همین جهت میگه آقا صادق اینجوری که شما رانندگی می کنید ما هیچ موقعه سر موقعه به جلسه نمیرسیم
1.سوتی های آقا صادق راننده مینبوس بابا خنجر
آقا صاق قصه ما هم میخواد کم نیاره فارسیش گل میکنه میگه نترسید من شما را صحرا بر میبرم و (زیز نویس ترکی چول کسمه )و شما به جلستون میرسید
ویه روز هم سر پیچ با سرعت 50 تا میزنه رو تر مز از قضا یکی از همین معلم ها میگه چی شد آقا صادق خدای نکرده کسی زیر گرفتید میگه نه خانوم معلم بالش دختر بود (زیر نویس ترکی قزلار یا سقه) کم مونده بود زیرش کنم خدا رحم کرد
ویه روزم آقا صادق مسافر شهرستان پر می کنه بیاد دهات تا جای که داخل ماشین جای سوزن انداختن هم نبود انقدر مسافر تو ماشین بود تو همین لحظه یکی از معلم ها میخواسته بیاد ده که در ماشین باز میکنه که سوار بشه آقا صادق باز فارسیش گل میکنه میگه آقا معلم بخدا زمین ندارم نه یا بالا(زیر نویس فارسی یرم یخوده)
واین قصه کماکان ادامه دارد.....................
محمد شهریاری(مرد هزار چهره باباخنجر)
ایشان کاندیدای 10 دوره شورای
باباخنجر هستند
که البته اگر اجازه دهید کوتاه در باره سوابق ایشان ذکر کنم والبته از افتخارات بنده اینه که ایشون 6سال همسایه ما بودن در محله قدیم ما خلاصه به شرح کاندیدای اسطوره ای باباخنجر می پردازیم
1)کا ندید خادم مسجد در سال 1363 که با کمال ناباوری ایشون رای نیاورد البته شایعات زیاد در این مورد میگن اون زمان باکمال نا داوری و پارتی بازی طایفه کرد ها این سمت از دست داده ما که نبودیم خدا گواه
2)کاندید بهترین مداح یایا خنجر در سال 70 البته بازم چوب نا داوری اهالی خورد و اون زمان رای نیاورد باباخنجری ها به بلبل امام حسین هم رحم نمی کن
3) کاندید بهترین بسیجی سال 72 البته از شانسش بازم نا داوری کردن و طایفه کال ها این سمتم از دستش قاپیدن
4)کاندیدای شورای باباخنجر در سال 74 البته اون زمان تازه پا به عرصه شورا می گذاشت بنابرین انصاف کنار نذاریم مساما رای نمیاورد با کسب 4رای در مکان آخر قرار قرارگرفت
5)کاندید بهترین شاعر باباخنجر در سال 76البته این دیگه خیلی نامردی بود در کمال نا باوری حاج عباس سرمستی این سمت از دست ایشان قاپیدن حاج عباس در کمال حیرت همگان با اشعاری که می سرود هم پای استاد شهریار جلو می رفت ولی به دلایل نا معلوم که اصلا مشخص نشد هنوز هم در حاله ای از ابهامه شعر را در مرحله ای اززند گی کنار گذاشت تا یه امور دنیوی برسد قبول دارم بحث به حاشیه بردم از ابر مرد تاریخ بابا خنچر آقای شهریاری جا موندم
5.1)کاندید بهترین مدل موی سرسال 83 که با حمایت ............ از آقای منصور سرمستی در کمال ناباوری و حیرت این عنوان به آقای منصور سرمستی همراه سیمرغ بلورین بهترین مدل موی سال به ایشان اهدائ شد ودر پایان مراسم ایشان از نظر مدل موی سر به چهره ماندگا روستا تبدیل شد ما که حسود نیستم کسب این عنوان بهشون تبریک میگیم
6)کاندید بهترین کرنته کش باباخنچر(قابل توجه خوانندگان تازه به دوران رسیده کرنته نوعی داس که که با آن یونجه می چیندن الان دیگه دسته چین جانشین آن شده ) البته اون زمان کربلا سردار این سمت ازدست ایشون قاپید و در مقام نخست قرار گرفت میگن داورهای اون زمان حاج ابولقاسم حاج نفتولاه محمدی و اوسباقا اسماعیلی کرنتی کربلا سرداررا خوب تیشه کردند(نوعی تیز کردن کرنته با چکش )و شایعات زیاد که کرنته ا کربلا ی سردار شامله بوده و ازاین حرفا شایعات زیاد که عینه نقل و نبات تود هن بابا خنچری می چرخه با ز خود گواه کار هاست بگذریم آقای شهریاری این سمتم از دست داد
7)کاندید بهترین قصه گوی باباخنجر اینه دیگه ناداوری نبود چون سردار قربانی با قصه هاش مردم باباخنجر در شب های زمستان قدیم میخکوب می کرد یادش بخیر ما که نبودیم ولی قد یمی ها چطوری خوش بودن (خدا همه گذشتگان بابا خنجر رحمت کند) چون اهالی می گفتند قصه های مشده ممد شروع خوب دار ه اما پایانش معلوم نیست واسه همین رای نیاورد
8)کاندید بهترین موذن باباخنجر که این سمتم آقای حکمت خدایش بیامرزد خدا جایش را انشالاه در بهشت قرار بده این عنوان کسب کرد چون اهالی می گفتند آقای شهریاری صبح ها خواب می ماند و حکمت زودتر از او به مسجد رسیده و اذان را می گوید ولی به عقیده بنده دوری خانه ایشان از مسجد باعث شد به مسجد نر سیده و این عنوانم از دست بدهد ویا هنگام اذان گفتن حواسش نبوده میکروفن خاموشه بعدشم وسط اذان می فهمید به همین دلیل وقتی اهالی می گقتند صدات بیرون نمیدا تا می خواست دوباره اذان بگه انرژیش از دست داده و تن صداش تغیر میکرد و صداش خوب پخش نمیشد
9)کاندید بهترین و با اخلاق ترین شورای بابا خنجر در سال 84یکی از بحث برانگیزه ترین انتخابات شورای باباخنجر بود که بعد از شمارش آرا اهالی تازه متوجه شدند که کاندیدای محبوشون آقای شهریاری رای نیاوردن که کار به تظاهرت توسط اهالی بباباخنجر کی ی چون از اهلی همه می پرسیدن رای به کی دادید می گفتن به آقای شهریاردادیم بعد کاشف به عمل اومد که شوخ طبعی اهالی گل کرده وبا ایشان شوخی می کنن که به ایشون رای میدن حتی الاه یار م به ایشون رای نداداه بود
10) کاندید بهترین پاس بخش با با خنجر که قبلا که روستا دزد زیاد بود اهالی تدبیری اختصاص کرده بودن که هرشب 4نفر اهالی بیدار بمونن تا دزد ها گوسفند ها و مال و اموال اهالی نبرن از شانس بعد کاندیدای ما یه شب که پاس بخش بود رفته بود به پایین محله سر بزنه که دزد ها گوسفند پنج شاخ حاج مهرعلی بردن که این خودش یه قصه هزار و یک شبه براتون بنویسم خلاصه کانیدای مورد نظر ازاین جایزه هم جا منوند و گلشن علی زارعی که عین جغد شب روز بیدار این جایزه درا بدست آوردند
11)آقای شهریاری اهالی شریف باباخنجر قول میدهن اگه این بار که مسلما در انتخابات شورا شرکت خواهد کرد چون بخشداری شرین سو آقای شهریاری چه بخواد یا نخواد اسمشون به عنوان کاندیدا می نویسن چون داغ بر دل همه بخشدارای شرین سو گذاشته که ای کاندیدای محبوب باباخنچر در انتخابات شرکت کنه و رای بیا رهر کدوم از بخشدار ها که ازشرین سو میرن یا به یه سمت دیگه منقل ومکان هر موقعه اهالی میبین میگن را ستی آقای شهریاری با لاخره شورا شد یا نه زیاد حاشیه رفتم ولی قول میدهیم در انتخابات شورای سال 90 با با خنچر حتما رای خواهید آورد دوست داریم مشهد ممد
اییییییین قصه کماکان ادامه دارد ممنونم حوصله به خرج میدید و مطالبو میخونید این نوشته قالب طنز با اهالی روستا را داشت خدای نکرده قصد و غر ضی با شخص خاصی نداریم فقط خواستیم به شیوه طنز نگاری خاطرات گذشته اهالی را زنده کنیم